![]() |
![]() |
|
| به محفل بی ریای ما خوش آمدید *در کلبۀ تنهایی ما رونق اگر نیست صفا هست* |
|
خدايا مرا وسيله ای برای صلح و آرامش قرار ده بگذار هر جا تنفر هست بذر عشق بکارم
هرجا که آزردگی هست ببخشايم هر جا شک هست ايمان، هرجا ياس هست اميد هر جايی تاريکی است روشنايی و هر جا غم جاری است شادی نثار کنم الهی توفيقم ده که بيش از طلب همدردی، همدردی کنم پيش از آنکه مرا بفهمند ديگران را درک کنم زيرا در عطا کردن است که می ستايم و در بخشيدن است که بخشنده می شويم و در مردن است که حيات ابدی ميابيم ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 29 فروردین1388ساعت 14:10 توسط mahdy |
|
|
من آن غنیمت ِ جنگی هستم
که هرکس سهم دارد از من
هر کس می آید تکه ای را بردارد و برود
من آن غنیمت جنگی هستم که در پایان هر جنگی آنکه چوب حراج می خورد
منم...
من آن «هیچ» هستم که احساس کسی بودن بزرگترین سوء تفاهم زندگی ام بود
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 فروردین1388ساعت 10:20 توسط mahdy |
|
|
طوفانی بود که سپری شد قایقی بود که گذشت یا شکست...
سیاهی ابر سرآمد رگباری بود که بارید و پرید
حال دريا - این پهنه ی بی پایان - یک بغل آرامش است...
های فلانی! میدانستی؟ بر دریا، رد پایی نمی ماند؟
و تو حتی اقرار نکردی به بغضی که بر گلو نشست و یا قطره ای که در کاسه چشم، چرخید... گوربان
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 فروردین1388ساعت 14:32 توسط mahdy |
|
|
به قلب گفتم برای خوب تپیدن باید نلرزید!
و به چشم گفتم برای نافذ بودن باید بخیل بود
بذل نگاه قیمتش را کم می کند
کم نگاه کن اما عمیق |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 21:2 توسط mahdy |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سفر برایم هیچ چیز به جز دلتنگی ندارد
اما زندگی به من آموخت برای بهتر دیدن عظمت و شکوه هر چیز باید قدری از آن دور شد |
| پیوندهای روزانه |
|
نقش جان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|