تبليغاتX

Golenily

به محفل بی ریای ما خوش آمدید *در کلبۀ تنهایی ما رونق اگر نیست صفا هست*

 

 این من نه منم ، اگر منی هست تویی

ور در بر من پیرهنی هست تویی

 در راه غمت نه تن به من ماند و نه جان

ور زآن که مرا جان و تنی هست تویی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 12:51  توسط mahdy | 

 

مادر،

اي لطيف ترين گل بوستان هستي،

اي باغبان هستي من،

گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند.

گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.

گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند.

گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد.

گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف

دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد.

مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛

تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 14:55  توسط mahdy | 

 

در زماني که نه چندان دور بود

بار غم بر مردم رنجور بود

نور چشم فاطمه تنهاترين

نورچشمي‌ها همه بالاترين

بر زبان مردماني بي‌خيال

رفت آل مصطفي زير سؤال

عده‌اي بي‌عار کردند، آن زمان

قصد استيضاح از صاحب زمان

ما مريدان امام امتيم

ما همه دلدادگان خدمتيم

آن نگاه آشنا يادش بخير

ذکر آن روح خدا يادش بخير

عزت اسلام در کل جهان

سرفرازي همه ايرانيان

تا که آن حق مسلم داشتند

در جهان بذر محبت کاشتند

محو اسرائيل از روي زمين

احترام مردم و مستضعفين

علم، آرامش، رفاه و توسعه

رفع تبعيض و حقارت، توطئه

ملتي با شور و عشق و شادمان

ضد ظلم و امتياز اين و آن

عدل و انصاف و شکوفايي و شور

قطع از اموال مردم دست زور

در حمايت از امام و رهبري

حيدريم، حيدريم، حيدري


الغرض با غيرت احمدي‌نژاد

پرده از روي منافق اوفتاد


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 13:5  توسط mahdy | 

 

سیدی تنها به رنگ سبز نیست


هیچ دانی مادر سادات کیست؟


سبز یعنی عاشق مولا شدن


پشت درب حیدری زهرا شدن


سبز یعنی عشق تا شور و بلا


با حسین وفاطمه در کربلا


سبز یعنی ساقی مست وهدف


همچو عباس یل شاه نجف


طالب سبزم نه این سبز ریا


سبز هم بازیچه شد  مهدی بیا  

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 12:9  توسط mahdy | 

 

عشق من! پاییز آمد مثل پار

باز هم، ما باز ماندیم از بهار

احتراق لاله را دیدیم ما

گُل دمید و خون نجوشیدیم ما

باید از فقدان گل، خونجوش بود

در فراق یاس، مشكى پوش بود

یاس بوى مهربانى مى‏دهد

عطر دوران جوانى مى‏دهد

یاس‎ها یادآور پروانه‏اند

یاس‎ها پیغمبران خانه‏اند

یاس ما را رو به پاكى مى‏برد

رو به عشقى اشتراكى مى‏برد

یاس در هر جا نوید آشتى‎ست

یاس دامان سپید آشتى‎ست

در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس

بر لبان ما كه مى‏خندید؟ یاس

یاس یك شب را گُل ایوان ماست

یاس تنها یك سحر مهمان ماست

بعد روى صبح پرپر مى‏شود

راهى شب‎هاى دیگر مى‏شود

یاس مثل عطر پاك نیت است

یاس استنشاق معصومیت است

یاس را آیینه‏ها رو كرده‏اند

یاس را پیغمبران بو كرده‏اند

یاس بوى حوض كوثر مى‏دهد

عطر اخلاق پیمبر مى‏دهد

حضرت زهرا دلش از یاس بود

دانه‏هاى اشكش از الماس بود

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه

مى‏چكانید اشك حیدر را به چاه

عشق محزون على یاس است و بس

چشم او یك چشمه الماس است و بس

اشك مى‏ریزد على مانند رود

بر تن زهرا، گل یاس كبود

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 12:11  توسط mahdy | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سفر برایم هیچ چیز به جز دلتنگی ندارد

اما زندگی به من آموخت

برای بهتر دیدن عظمت و شکوه هر چیز

باید قدری از آن دور شد

پیوندهای روزانه
نقش جان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
پیوندها
وصال یار
زمینی آسمانی
من سکوت دریا
باز مانده تنها
گل دختر
زمینی که می خواد آسمونی باشه !!!
زیبا نویس
دنیای سه خواهر
صوفی
یاس کبود
گوربان
به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد
کاغذ های کاهی
آنگاه که دست به قلم می برم
کوچه ام مهتابی است
سید امیر حسین میرحسینی
تجلي اعظم
اسراء
كوير
شاید این جمعه بیایدشاید...
الهی نامه
مصباح الهدي
نقاشی کلاسیک
آهنگ کده
يه مهربون
ذاکرین
سلطان عشق
هو الرئوف
یا ستار
يك خبرنگار
تپانچه
نفاق
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان