![]() |
![]() |
|
| به محفل بی ریای ما خوش آمدید *در کلبۀ تنهایی ما رونق اگر نیست صفا هست* |
|
طوفانی بود که سپری شد قایقی بود که گذشت یا شکست...
سیاهی ابر سرآمد رگباری بود که بارید و پرید
حال دريا - این پهنه ی بی پایان - یک بغل آرامش است...
های فلانی! میدانستی؟ بر دریا، رد پایی نمی ماند؟
و تو حتی اقرار نکردی به بغضی که بر گلو نشست و یا قطره ای که در کاسه چشم، چرخید... گوربان
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 فروردین1388ساعت 14:32 توسط mahdy |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سفر برایم هیچ چیز به جز دلتنگی ندارد
اما زندگی به من آموخت برای بهتر دیدن عظمت و شکوه هر چیز باید قدری از آن دور شد |
| پیوندهای روزانه |
|
نقش جان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|